من پريدم از سر رود
آنطرف آبادي مردمان شادي بودند
گاوهاشان آبستن بود
و لب پنجره هاشان گلي آويزان شده بود
و همه حسرت و درد
در آغشتگي خشكي و باران بود
من چه روشن
من چه شفاف
خوشبختي را ديدم
از لب پنجره تا لب رود ... پيمان زنديه ٥/٥/٩٦
بابونه ...ما را در سایت بابونه دنبال میکنید
برچسب: خوشبختي, نویسنده: بازدید: 37