چرا ما بلد نیستیم
شب های پاییزی
عاشقانه کنار طاقچه
غصه های دوری را بچینیم
و چای دم کرده ی قند پهلو بنوشیم
چقدر دلگیر است پاییز
انگار گلدان ها عزا گرفته اند
درخت ها خانه تکانی می کنند
و انتظار هم پشت در خوابش برده است
تو را اما نمی دانم
پاییز آمدی
یا زمستان ؟
فصل ها از وقتی که رفته ای گم شده اند
اصلا هیچوقت امده بودی ؟
چرا ما بلد نیستیم
عشق را از حادثه ی تکرار برهانیم
عشق بلد بودن می خواهد
نگهداری می خواهد
عشق تو را می خواهد
و پاییز لعنتی
هم یاد آوری می کند
یکسال دیگر بی آغوش تو خواهد گذشت
و چه تلخ
چرا ما بلد نیستیم ....
#پیمان_زندیه
بابونه ...ما را در سایت بابونه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 50