دیگر از نروییدن سرخی گل های تپنده
شکوه نمی کنم
از بوسه های بی طاقت ِدلتنگ
و اشک های بیرحم تعلق
که دانسته ام عشق
مترسکی اسیر ِطوفان را ماند
که به هر سو می غلطد
بی هیچ مقاومتی
رسیده ام به چهل سالگی
و آیینه ای که
مرا به عشق می نگرد
برای آغاز قرنی
در خودآگاهی مغروق
#پیمان_زندیه
@PeymanZandiyeh
ما را در سایت بابونه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 2