مردمان هستند
آبها جاري شده اند
چه سبك از ديوار پنجره هاشان پيداست
ديگر اينجا بي تو روشن نخواهد شد
عشق در فراسوي كلماتت گم
در افق عمق تنهايي پرنور است
در توانم خستگي پيداست
روزها مي گذرند
دل به آواز صدايت تنگ است
بوي تغافل از سبزي روياها پر زد و گم شد ...
حالا شايد من بي تو عاشق شده ام ...
بابونه ...ما را در سایت بابونه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 38