باران و خاطرات دور

خرید بک لینک
من در كمرنگي لحظه هايم ترا در سايه ديوار لمس مي كنم ...
بوسه نا غافل ....
صداي شكستن تنهايي سكوت شب را خواهد شكست ...
خواب ميديدم ..
باران ميامد ..
كنار ديوارهاي آهني خاطره ايستاده بوديم ...
به تندي آغوشم از عطر عاطفه پر شد ...
اشك هايم در قطره هاي باران حل شد ...
من به تمامي در بوسه هاي باراني خاطره شدم ...
از دور دلتنگي نبودنت در بخار شيشه گم شد
در من تكرار شد :

سني سويرم نانا

بابونه ...

ما را در سایت بابونه دنبال می‌کنید

برچسب: باران و خاطرات,باران خاطراتم رابه یاد آور,باران خاطرات,خاطرات باران و احسان, نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 6:47

صفحه بندی