
من پريدم از سر رودxa0 آنطرف آبادي مردمان شادي بودندxa0 گاوهاشان آبستن بودxa0 و لب پنجره هاشان گلي آويزان شده بودxa0 و همه حسرت و دردxa0 در آغشتگي خشكي و باران بودxa0 من چه روشنxa0 من چه شفافxa0 خوشبختي را ديدمxa0 از لب پنجره تا لب رود ... پيمان زنديه ٥/٥/٩٦ ...
ادامه مطلب